تبلیغات اینترنتیclose
بنفشه زلف من ای سرو قد نسرین تن(رهی)
پیچک ( رهی معیری )
شعر و ادب پارسی
شاعر و ترانه سرای بنام استاد رهی معیری ( )
نوشته شده در تاريخ شنبه 17 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 23:31 تعداد بازديد : |
بنفشه زلف من ای سرو قد نسرین تن(رهی) ( تغزل, )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 16:17 تعداد بازديد : 523 |

بنفشه سخن گوی

 

بنفشه زلف من ای سرو قد نسرین تن

که نیست چون سر زلفت بنفشه و سوسن

بنفشه زی تو فرستادم و خجل ماندم

که گل کسی نفرستد بهدیه زی گلشن

بنفشه گرچه دلاویز و عنبر آمیز است

خجل شود بر آن زلف همچو مشک ختن

چو گیسوی تو ندارد بنفشه حلقه و تاب

چو طره تو ندارد بنفشه چین و شکن

گل و بنفشه چو زلف و رخت به رنگ و به بوی

کجاست ای رخ و زلفت گل و بنفشه من

به جعد آن نکند کاروان دل منزل

به شاخ این نکند شاهباز جان مسکن

بنفشه در بر مویت فکنده سر درجیب

گل از نظاره رویت دریده پیراهن

که عارض تو بود از شکوفه یک خروار

که طره تو بود از بنفشه یک خرمن

بنفشه سایه ز خورشید افکند بر خاک

بنفشه تو به خورشید گشته سایه فکن

ترا به حسن و طراوت جز این نیارم گفت

که از زمانه بهاری و از بهار چمن

نهفته آهن در سنگ خاره است ترا

درون سینه چونگل دلی است از آهن

اگر چه پیش دو زلفت بنفشه بی قدراست

بسان قطره به دریا و سبزه در گلشن

بنفشه های مرا قدر دان که بوده شبی

بیاد موی تو مهمان آب دیده من

بنفشه های من از من ترا پیام آرند

تو گوش باش چو گل تا کند بنفشه سخن

که ای شکسته بهای بنفشه از سر زلف

دل رهی را چون زلف خویشتن مشکن

 
رهی معیری


برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت