تبلیغات اینترنتیclose
اعرابئی به دجله کنار از قضای چرخ(رهی)
پیچک ( رهی معیری )
شعر و ادب پارسی
شاعر و ترانه سرای بنام استاد رهی معیری ( )
نوشته شده در تاريخ شنبه 17 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 23:31 تعداد بازديد : |
اعرابئی به دجله کنار از قضای چرخ(رهی) ( قطعه قسمت اول, )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 16:46 تعداد بازديد : 251 |

سر نوشت

 

اعرابئی به دجله کنار از قضای چرخ

روزی به نیستانی شد ره سپر همی

ناگه ز کینه توزی گردون گرگ خوی

شیری گرسنه گشت بدو حمله ور همی

مسکین ز هول شیر هراسان و بیمناک

شد بر قراز نخلی آسیمه سر همی

چون بر فراز نخل کهن بنگریست مرد

ماری غنوده دید در آن برگ و بر همی

گیتی سیاه گشت به چشمش که شیر سرخ

بودش به زیر و مار سیه بر زبر همی

نه پای آنکه آید ز آن جایگه فرود

نه جای آن که ماند بر شاخ تر همی

خود را درون دجله فکند از فراز نخل

کز مار گرزه وارهد و شیر نر همی

بر شط فرو نیامده آمد به سوی او

بگشاده کام جانوری جان شکر همی

بیچاره مرد ز آن دو بلا گرچه برد جان

درماند عاقبت به بلای دگر همی

از چنگ شیر رست و ز چنگ قضا نرست

القصه گشت طعمه آن جانور همی

جادوی چرخ چون کند آهنگ جان تو

زاید بلا و حادثه از بحر و بر همی

کام اجل فراخ و تو نخجیر پای بند

دام قضا وسیع و تو بی بال و پر همی

ور ز آنکه بر شوی به فلک همچو آفتاب

صیدت کند کمند قضا و قدر همی

 

رهی معیری



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت